الفيض الكاشاني
208
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
غزّالى مىگويد : از وهب بن منبّه نقل شده است كه مردى مدتى به عبادت خدا مشغول بود ، سپس حاجتى را از خدا خواست و هفتاد شنبه را به قيام گذرانيد و در هر شنبه يازده دانه خرما مىخورد و حاجت خود را طلب مىكرد ليكن برآورده نمىشد سرانجام به نفس خود رجوع كرد و گفت : اين از تو به من رسيده است ، اگر در تو خيرى بود حاجتم روا مىشد . در اين هنگام فرشتهاى بر او نازل شد و گفت : اى فرزند آدم ! اين ساعت تو بهتر از عبادتهاى گذشتهء تو است ، خداوند حاجتت را برآورده كرد ، آرى صاحبان حزم و تدبير به همين گونه نفس خود را مجازات مىكنند . شگفتا ! تو بنده و كنيز و زن و فرزندت را چنانچه بد رفتارى كنند و در كار تو كوتاهى ورزند مجازات مىكنى و بيم دارى كه اگر از تقصيرهاى آنها بگذرى اختيار آنها از دست تو بيرون رود و بر تو ستم كنند آنگاه نفس خويش را آزاد مىگذارى در حالى كه دشمنى و ددمنشى آن نسبت به تو بسيار بزرگتر ، و گردنكشى و خيره سرى آن در برابر تو شديدتر و زيان طغيان او از طغيان كسانت بمراتب بيشتر است ، چه بالاترين ضرر آنها براى تو اين است كه زندگى دنيا را بر تو مشوش كنند در حالى كه اگر خردمند باشى مىدانى كه زندگى حقيقى زندگى آخرت است و نعمتهاى بهشت نعمتهايى جاودانى است كه پايانى ندارند ، و نفس تو كه زندگى آخرت را بر تو منغص مىكند از ديگران به مجازات سزاوارتر است . مرابطهء پنجم مجاهده است ( 1 ) و آن عبارت از اين است كه هرگاه انسان نفس خود را حسابرسى كند و ببيند گناهى مرتكب شده او را به مجازاتهايى كه ذكر شد تنبيه كند ، و اگر بنگرد در كسب فضيلتها و اوراد و مستحبات سستى مىكند با سنگين كردن اعمال و اوراد و مجبور كردن او به اقسام وظايفى كه از او فوت شده ، و جبران آنچه در آن كوتاهى كرده وى را مورد عقوبت قرار دهد ، چه آنهايى كه براى خدا كار مىكردهاند به همين گونه رفتار كردهاند . يكى از آنها به هنگامى كه نماز جماعت عصر از او فوت شد زمينى را كه بهاى آن صد هزار درهم بود صدقه داد ، و ديگرى هرگاه نمازى را به جماعت درك نمىكرد شبش را بيدار مىماند ، و چنانچه نماز مغربش به تأخير مىافتاد تا دو ستاره طالع مىشد دو بنده آزاد مىكرد . از ابن ربيعه دو ركعت نماز فجر فوت شد بندهاى آزاد كرد . برخى از آنان يك سال روزه يا حج پياده يا صدقه دادن همهء مالشان را بر خود واجب مىكردند و همهء آنها مرابطه و پاسدارى نفس و مجازات آن به چيزهايى است كه رستگارى او در آنهاست .